السيد علي الحسيني الميلاني

158

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

پس خداوند متعال ائمّه عليهم السلام را با رضايت خود برگزيد تا در اين مسير از مردم دستگيرى كنند . قرآن كريم مىفرمايد : « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَاْلإِنْسَ إِلّا لِيَعْبُدُونِ » ؛ « 1 » و من جن و انس را خلق نكردم مگر براى اين كه مرا بپرستند . هدف ، عبادتى است كه بايد از روى معرفت ، كمال و شناخت باشد . پس خداوند متعال انسان را آفريد و از او حركت در راه كمال خواسته و رسيدن به كمال را هم مىخواهد ، از آن طرف مىداند كه انسان در انتخاب راه به اشتباه مىافتد ؛ چرا كه در هر زمانى شيّادان و راهزنانى وجود دارند و انسان قدرت تشخيص به تمام معنا را ندارد . خلاصهء كلام اين كه در جمله قبل « ورضيكم خلفاء في أرضه » ضرورت وجود خليفه خدا در زمين امرى مفروغ عنه و مسلّم بوده ، آن گاه فرمود كه خلفاء ، ائمّه اطهار هستند . و در اين جمله آمده كه ائمّه ، حجّت‌هاى خدا بر خلايقى هستند كه به حجّت نياز دارند . پس اصل وجود حجّت نيز امرى تمام شده است ، و ائمّه عليهم السلام مصداق مىباشند . اين كه ضرورت وجود خليفه و حجّت مسلّم گرفته شده به سبب آن است كه وجودش مقتضاى قاعده لطف است والّا نقض غرض و يا تكليف بما لا يطاق لازم مىآيد . براى توضيح اين مطلب مىگوييم : چون خداوند متعال از خلق بشر و تكليف او به عمل به شريعت غرض داشته ، براى تحقق غرض كه همانا كمال بشر مىباشد ، بايد سه كار انجام بشود :

--> ( 1 ) . سوره ذاريات ( 51 ) : آيه 56